حكيم سيد ابو القاسم ( مير قدرت الله قادرى )

121

فصول الأعراض ( شرح حدود الأمراض )

تولدش اينست كه چون بسببى از اسباب سماوى باشد يا ارضى هواء غير حقيقى اعنى جسمى كه از هواء حقيقى و اجزاى مائى و ارضى و نارى ممتزج و مركب باشد تعفن و فساد پذيرد و از ممر مسام و بر سبيل استنشاق به تن اندر رسد و بنا بر اختلاف اجزاء عفنه باخلاط و ارواح و ضعف قوى از تصرف نمودن در رطوبات بدن و حمايت كردن ؟ ؟ ؟ آتيها از اثر حرارت غريبه ناريه بسبب ورود امر غريب سمى بر آنها به تعفن و افساد آنها پردازد اما بواسطهء قرب قلب و وصول هواء موصوف كه بر سورة قوت خود باقى باشد بيشتر بدان اولا در ارواح و اخلاط محصوره در ان كار كند پستر بتوسط شرائين در جملهء بدن انتشار يابد و ارواح و اخلاط آن را متعفن گرداند و ايجاد حمى مذكور نمايد انتباه هواء را بقيد غير حقيقى از ان مقيد نموده شد كه اجسام بسيطه كه در ان شائبه امتزاج و تركيب نباشد تعفن و فساد در ان اصلا و مطلقا راه نيابد و از آنكه به سبب تعفن و فساد هوا عام باشد و و با عبارت از همين‌ست تب مسطور بخلق موفور عارض گردد و اختلاط ابخره رويه سميه كه از ابدان صاحبان لين حمى مرتفع مىشوند بهواء مستنشق نيز از مؤيدات عموم ويست چه هواى كذائى چون بقلب شخصى كه مستعد اين تب باشد برسد مزاج ويرا فاسد سازد و به تعفن و افساد ارواح و اخلاط آن على ما مر باحداث حمى موسومه پردازد فائده هوائى وبائى در كسان ضعيف البنيان و وسيع المسام و آنان كه ابدان ايشان از اخلاط رديه فاسده كه مناسب هواء مذبوره باشند ممتلى بوند بيشتر اثر كند تنبيه نابودن فصول سال بر طبع خود و با وجود آن كدورت و اغبراز هوا و نمناكى آن و بسيارى حشرات در زمين و كمى باران و گرمى روز و سردى شب و كثرت ضباب و ؟ ؟ ؟ حوم و شهب و گريختن حيوانات ذكى الحس چون لقلق و موش و غير ذلك بيضه‌ها و بچه‌ها گذاشته از مكانات خود بر قرب حدوث و با دلالت كند و آثار مذكوره اگر در آخر سرما پديد آيد در آخر تابستان و با رو نمايد و مجاورت بطائح و معادن موذيه و مباقل رديه و وقوع قتال عظيم كه تدفين قتلى در ان اتفاق نه‌افتد و جز آن آنچه مخرج هواء از صرافت باشد دال بر وقوع فساد عام هوا بود و از آنكه علت امور مذكوره على من له ادنى مهارة پوشيده نبود و در تفصيل و بيان آن طول رو مىنمود از ان اعراض نموده شد و در فصل صيف بنا بر يبوست هوا حدوث و با كمتر متوقع باشد و بالجمله در حمى وبائى ظاهر تن بسيار گرم نباشد اما در باطن اندوه و حرارت بيشتر باشد و اين در ابتدا بود و الّا در حين انتشار خلط متعفن از مسلك شرائين در جمله بدن و عفونته پذيرفتن اخلاط همگى تن حرارت در ظاهر آن نيز قويتر گردد و بنا بر شدت